داستان های فولکور کوردی: مم و زین

مَم و زین نام یکی از داستان‌های منظوم عاشقانه به زبان کردی کرمانجی سروده احمد خانی (۱۶۵۱ -۱۷۰۷) است که درسدهٔ ۱۷ نوشته شده است. مم و زین را بهترین قطعه ادبی به زبان کردی کرمانجی دانسته‌اند. مم و زین داستان مهر پرشور دو دلدار به نامهای محمد (مم) و زینب (زین) است که این دو در پایان داستان در ناکامی جان می‌سپارند. صحنه این داستان در سرزمین جزیره در شمال میانرودان (شمال عراق و جنوب ترکیه) در قلمرو امیر سرزمین بوتان است.

در سال ۱۹۹۲ فیلمی درباره مم و زین و به همین نام از سوی امید ایلچی در ترکیه ساخته شد. مم و زین را عبدالرحمن شرفکندی از کردی کرمانجی به کردی سورانی ترجمه کرده‌است

نوشته شده توسط siamak در پنج شنبه دهم مهر 1393 ساعت 11:29 | لینک ثابت بدون نظر

نهضت تکریم ایرانیان
_______________

تمدن عظیم و باشکوه ایرانیان ، از دیر باز مورد توجه و هجوم اقوام مختلف قرار گرفته است. اما عظمت این تمدن به قدری بوده است که این تمدن نه تنها نابود نشد . بلکه مهاجمین را همچون قطره جوهری که در دریا حل می شود، در خود حل نمود و این آنان بودند که تحت تأ ثیر این تمدن قرار گرفتند.

در این مورد نمونه های بسیاری را می توان نام برد ، در صدر آنان می توان به اسب افسار گریخته مقدونی( اسکندر مقدونی) اشاره کرد. او که با فکر و رویای تسخیر جهان شروع به کشور گشایی کرده بود، پس از فتح ایران که برای او فراتر از یک رویا بود ، سربازان و بزرگان خود را به ازدواج با ایرانیان فرا خواند. او ایرانیان را بسیار باهوش و خرد مند می دانست .ازاین رو با این کار می خواست تا نژاد یونانی را با نژاد ایرانی بیشتر در آمیزد تا شاید فرزندان یونان ذره ای از خرد پارسیان را به ارث ببرند. علاوه بر آن او بخشی از کتابخانه های ایران را سوزاند و بخش دیگر کتاب ها را بر بار شتر ها و قاطر ها به یونان برد. ذکر شده است که این کتاب ها علاوه بر این که شامل مباحث علمی چون هندسه و ریاضیات بوده است ، مباحث زیاد فلسفی و الهیات را در برداشته که به مغ ها و روحانیون زرتشتی متعلق بوده است. از این رو عده ای پیشرفت های یونانیان را در مسائل ریاضیات و همچنین فلسفه را به مطالعه این منابع نسبت داده اند و علم فلسفه را به ایرانیان نسبت داده اند. درباره صحت و درستی این مطالب جای بحث زیادی است و این جا فرصت بحث در مورد آن نیست. اما آن چه معین ومشخص است، تاثیر پذیری یونانیان ازایرانی هاست.

نمونه بعدی در مورد حمله ا قوام وحشی مغول است. در این مورد همین بس که وارثین و فرزندان چنگیز پس از مدت کوتاهی خوی وحشی گری خود را کنار گذاشته و دقیقا بر خلاف روش چنگیز خان حکومت کردند و بسیار به هنر و فرهنگ ایرانیان علاقه مند شدند.

نمونه ی بعد هم حمله ی اعراب به ایران است که با ویرانی های بسیاری همراه بود. نکته ای که در این جا لازم است یاد آور شوم این است که عده ای حمله ی اعراب را با دین اسلام یکی و تاثیرات آن ها را برابر می دانند. نکته در این جاست که حمله ی اعراب و ویرانی های پس از آن در زمان خلیفه ی دوم ( عمر) رخ داده است و علل این غارت ها را می توان در یکی از خطبه های وی یافت که گفت:« ای مسلمین به پا خیزید که خداوند گنج و باغ های قیصران و خسروان را به شما وعده داده است». و هدف عده ای از آنان ، تنها کسب غنایم و مال و اموال بود و نه جهاد و ترویج اسلام..

پس عامل این غارت گری ها را نباید اسلام دانست. به هر حال بحث ما سرموضوع دیگری است. و آن این است که پس از فتح ایران اعراب به بهانه گسترش اسلام بسیاری از آداب و رسوم ما را ازبین برده و آداب اخلاق جاهلی خود را حاکم نمودند . اما این فرهنگ و تمدن ایران بود که این بار باز هم پیروز شد و اعراب را در خود حل کرد.این در حالی است که تمدن های بزرگ دیگر مانند مصر که مورد هجوم اعراب قرار گرفته بود ، استحاله ی فرهنگی شده و امروزه جزو قلمرو های اعراب به شمار می رود.

حال تمام این صحبت ها و مقدمه چینی ها برای بیان عظمت تمدن ایرانی بود . این تمدن و فرهنگ غنی روحیاتی را در ایرانی ها پدید آورده بود که مورد توجه دشمنان بود والبته مانعی برای نفوذ آنان . روحیاتی چون فداکاری ، وطن پرستی، غیرت، جوانمردی و از همه مهم تر اتحاد و یکپارچگی.

کمی جلو می رویم وبه 500 سال گذشته نگاهی می اندازیم.این عوامل و این اتحاد به دشمنان ایران اجازه نمی داد که بتوانند بر ایران نفوذ کنند و بر آن تسلط یابند. از این رو موذی ترین این دشمنان یعنی انگلیس ها طرحی برای از بین بردن این تفرقه و برقراری اصل ننگین خود یعنی تفرقه بینداز و حکومت کن برنامه ریزی و اجرا کرد.

آن ها با این طرح اتحاد و یکپارچگی ملت ایران را نشانه رفته بودند. از این رو سعی در تخریب شخصیت اقوام مختلف و نژاد های ایرانی نزد یکدیگر کردند. ابتدا نیز از اقوامی که بیشتر سد راه آن ها شده بودند آغاز کردند. اقوام ونژاد هایی که قهرمانانی را در خود پرورانده بودند که دست غارتگر را کوتاه می کرد. پس در ابتدا ترک ها و آذری ها را هدف قرار دادند و با برچسب زدن یک لقب و با استفاده از اصول جنگ روانی خود این برچسب را به این مردم شریف چسباندند و این لقب را برای آن ها در بین ایرانیان جا انداختند وجای پای آن ها را در تمامی لطیفه ها بین مردم باز کردند. مردمانی که کسانی چون ستار خان و باقر خان که سالار و سردار این مرز و بوم هستند را در خود پرورانده بودند.

دومین قوم و نژاد مردمان خطه ی شمال ( رشتی ها و گیلکی ها )‌ بودند. این بار نیز دشمن با چسباندن لقبی دیگر ورایج کردن آن بین مردم ، مردمانی را که نماد غیرت و مردانگی هستند را نشانه گرفتند و وجهه ی آنان را نزد مردم ازبین برد.

به همین ترتیب برای مردم شجاع اصفهان و دلاوران فارس که در مقابل حمله ی انگلیس ها در جنوب ایستادند و امروز به نام رئیس علی دلواری ها ما افتخار می کنیم.والبته برای مردم شجاع و غیور کرد و لرو …..

و پس از مدتی با رایج شدن این لقب ها و البته به علت نادانی افراد ، کینه وکدورت بین مردم و اقوام مختلف ایران رایج شد. به طوری که یک ایرانی از یک نژاد در مقابل هموطن خود ، نژاد او را به تمسخر می گیرد و طرف مقابل نیز با سخنی دیگر او را تخریب می کند و آتش اختلاف و کینه و تفرقه که آرزوی کهنه ی دشمنان ایران به خصوص انگلیس ها بوده است، محقق می شود و آن ها با خیال راحت به غارت سرمایه ی ایرانیان پرداختند.

حال نقش ما چیست و آیا ما می توانیم که جلوی این توطئه ی بزرگ را بگیریم؟

به نظر خیلی ها شاید این قضیه ، آن قدر ها هم که گفته شد بزرگ و مهم نیست. اما بدانید که ویژگی انگلیسی هاست که همیشه ضربات مهلک را طوری وارد می کنند که مانند سم آرام آرام و بی صدا ولی کشنده عمل کند.

ما می توانیم از همین لحظه جلوی این توطئه را گرفته و ابتدا از خود شروع کنیم. یعنی این که اگر در جمعی بنا به گفتن لطیفه و یا امثال آن شد از نام اقوام ایرانی استفاده نکنیم واگر دیگران نیز استفاده کردند به آن ها گوشزد کنیم و یاد آور شویم و حتی اگر واقعا مصمم باشیم در صورت ادامه وضع آن محل را ترک کنیم تا شخص متوجه مصمم بودن ما و خطای خود شود . به جای نام اقوام ایرانی از عباراتی چون: شخصی یا مثلا یک نام بی معنی و خنده دار مثل منگل یا… استفاده و حتی از دشمنان ایران یعنی انگلیس ها یا اسرائیلی ها یا صهیونیست ها ( در صورت امکان و فراهم بودن فضا) استفاده کنیم . شاید در ابتدا کاری نا ممعمول و مضحک باشد و حتی مورد تمسخر قرار بگیرید ولی پس از مدتی این امر رایج خواهد شد و کم کم نام اقوام ایرانی جای خود را به دشمنان ایران در لطیفه های ما میدهد. همچنین شما از درون به خود افتخار خواهید کرد

نوشته شده توسط siamak در پنج شنبه دهم مهر 1393 ساعت 8:4 | لینک ثابت بدون نظر

جوابیه به پانترک های بیسواد-

جدیدا یک عده پانترک بیسواد در ادعایی خنده آور ومزخرف مدعی شدند که کرمانج ها(بزرگترین قوم کورد)ترک میباشند و به اشتباه نام کورد روی آنها گذاشته شده.
دراین بخش به کرمانج های ترکیه(کوردهای ترکیه)پرداخته میشود.
جالب اینجاست که تمام کوردهای کشور جعلی ترکیه که جمعیتشان بیش از 20میلیون نفر میباشد ودر23استان کوردنشین شرق وجنوب شرق ترکیه جعلی تحت استعمار میباشند همگی کرمانج هستند وحتی یک کورد سوران یا جنوبی هم درمیان آنها دیده نمیشود.
پس اگر کرمانجها ترک هستند اینهمه قیام کوردی در تاریخ ترکیه به چه دلیل است؟؟؟؟
دلیل بوجود آمدن نیروهای پ ک ک در ترکیه برای مبارزه با دولت ترکیه چیست؟
اگر کرمانج ها ترک هستند چرا خود را کورد میدانند؟
اگر کرمانج ها ترک هستند چرا قیام وجنبش جمهوری آرارات در تاریخ ترکیه مشاهده شد؟
چرا قیام شیخ سعید پیران اتفاق افتاد؟؟؟؟؟؟
اگر کرمانج ها ترک هستند چرا همین پانترک ها آنهارا کوردهای تروریست میخوانند؟
اگر کرمانج ها ترک هستند چرا عبدالله اوجلان(رهبر کردهای ترکیه وپ ک ک)به مبارزه با ترک ها پرداخت والان در زندان جزیره ایمرالی به سر میبرد؟؟؟؟
چرا مذاکرات صلح بین دولت ترکیه وکرمانجها در حال اجراست؟مگر کرمانج ها ترک نیستند؟؟
چرا دولت ترکیه در مذاکرات صلح به آنها میگوید کورد و چرا به انها ترک کرمانج نمیگوید؟؟
چرا درمذاکرات صلح از تدریس زبان کوردی برای کرمانج های ترکیه نام برده میشود؟؟؟
چرا کرمانج ها چندین سال است در ترکیه به دنبال تدریس زبان کوردی میباشند؟؟؟
چرا در چند دانشگاه در شهر های کرمانج نشین ترکیه رشته کوردشناسی وزبان کوردی موجود است؟؟؟؟؟
چرا اردوغان در مبارزات انتخاباتنی خود در شهر های کرمانج نشین به کرمانج ها میگوید:من از برداران کورد خود خواهش میکنم به من رای دهند تا مذاکرات صلح باقی بماند؟؟؟؟
چرا اردوغان قبل از انتخابات شهردار های ترکیه مسعود بارزانی(رئیس اقلیم کرستان عراق )را به شهر کورد کرمانج نشین دیاربکر دعوت میکند؟؟؟؟؟؟
چرا درنوروز در شهرهای کرمانج نشین ترکیه وحتی کوردهای کرمانج استانبول جشن های چند صدهزار نفری کوردی با روشن کردن آتش برگزار میشود؟؟
چرا در جشن های کوردهای کرمانج ترکیه پرچم ترکیه بالا نمیرود مگر کرمانج ها هم ترک نیستند؟؟؟؟؟؟؟
اگر کرمانجها ترک هستند چرا از پرچم ها ونمادهای کوردی استفاده میکنند؟؟؟؟؟؟؟
چرا کرمانج های ترکیه لباس کوردی میپوشند؟؟؟؟؟؟
چرا احزاب کوردی ترکیه وتمام کرمانج های ترکیه از وازه کوردستان ترکیه یا کردستان شمالی(کوردستان باکوور)استفاده میکنند؟؟؟؟؟
چرا لیلا زانا نماینده کرمانجهای ترکیه با لباس کوردی وسربندی با نشان کوردی در مراسم سوگند پارلمان ترکیه حاضر شد؟؟؟؟؟؟؟
چرا قرار است کنگره ملی کورد در شهر کرمانج نشین دیاربکر(یکی از بزرگترین شهرهای کوردکرمانج نشین ترکیه)برگزار شود؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا نیروهای پ ک ک که همگی کورمانج هستند به کمک کوردهای عراق وسوریه در نبرد با داعش شتافتند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اصلا اگر کرمانج ها ترک بودند چرا اینهمه مورد قتل وعام وکشتا وژینوساید توسط افراد اتاتورک قرار گرفتند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و هزاران چرا ودلیل دیگر.................
خاهشا پانترک ها جواب این سوال هارو بدن
پس نتیجه میگیریم جناح بیفکر وبی سواد پانتورک جز دروغ پراکنی وجعل تاریخ وخدمت به اربابان اسرائیلی خود چیز دیگری بلد نیست.

منبع: صفحه اجتماعی کلوب - رسانه ی ایرانیان - این مطلب کپی شده از رسانه ی ایرانیان است

 

نوشته شده توسط siamak در پنج شنبه بیست و هفتم شهریور 1393 ساعت 12:49 | لینک ثابت 3 نظر

کشتار درسیم

برخی آمارها حاکی از قتل عام حدود 100هزار نفر ارمنی،کرد و علوی در حملات نیروی هوایی و زمینی ترکیه به درسیم است اما دولت ترکیه مدعیست که ١٢ هزار نفر در این جریان کشته شده‌اند.

جمهوری کمالیستی ترکیه از ابتدای تاسیس خود در ادامه سیاست نابودی و استحاله اقوام غیر ترک که از سوی دولت ترکیه عثمانی اجرا می شد و منجر به نسل کشی ارمنیان ٬ یونانی ها و آشوری ها گردید عمل نمود . در ماده 88 قانون اساسی جمهوری ترکیه مصوب 20 آوریل 1924آمده بود که کلیه شهروندان ترکیه بدون در نظر گرفتن تعلق مذهبی و ملی ترک محسوب می شوند . ( لازم به ذکر است که هنوز هم بر سر در مدارس ترکیه از جمله مدارس اقلیت های غیر ترک این کشور عبارت هر کسی ترک است خوشبخت است نوشته شده است)

در چنین شریطی کردهای ترکیه از سوی دولت این کشور به عنوان ” ترک کوهستان “ معرفی شدند . دولت آنکارا در مه 1932 تصمیم گرفت کردها را از محل سکونتشان در شرق ترکیه به مناطق ترک نشین غرب این کشور کوچ بدهد و آن ها را با مهاجران ترک تبار جایگزین کند. قیام های کردهای ترکیه برای احقاق حقوقشان در جریان قیام شیخ سعید در سال 1925 و شورش کردها در آرارات در سال های 1927 تا 1931سرکوب شد و قتل عام صد هزار سکنه از جمله زن و کودک ارمنی کُرد و علوی در درسیم از شهرهای استان تونجلی در سال 1937 آغاز شد .



در خصوص این کشتارها "یوموش باکرکوی" نود ساله یکی از بازماندگان و شاهدان عینی این قتل عام فجیع به تشریح مشاهدات و خاطرات خود از آن روزهای وحشتناک پرداخته است. این شاهد نود ساله در گفتگو با روزنامه "طرف" گفته:

در دوران حکومت آتاتورک در آن سال ها سربازان ارتش دستور داشتند یا مردم را وادار به تسلیم و یا آنها را قتل عام کنند، در مورد زنان منطقه اقدام به تجاوز نموده و سپس آنان را با سرنیزه تفنگ هایشان به طرز فجیعی به قتل رساندند. "یوموش باکرکوی" اظهار داشته ،سربازان آتاتورک قبل از آغاز قتل عام تا مدت ها اقدام به انتقال سلاح و مهمات و تجهیزات جنگی به منطقه به کمک قاطرها نمودند و روز قتل عام مردم روستای وی را به نقطه ای دیگر منتقل کردند،

اما وی به همراه چند تن دیگر توانسته از روستا فرار کرده و در جنگل های اطراف مخفی شود. وی افزود سربازان زنان و مردان را از یکدیگر جدا کردند و ابتدا مردان را به رگبار بستند و بعد هم به زنان تجاوز کرده و سپس آنان را به سرنیزه هایشان به قتل رساندند و در آخر تمامی روستا را به آتش کشیدند.



برخی آمارها حاکی از قتل عام حدود 100هزار نفر ارمنی،کرد و علوی در حملات نیروی هوایی و زمینی ترکیه به درسیم است اما دولت ترکیه مدعیست که ١٢ هزار نفر در این جریان کشته شده‌اند.



در خصوص قتل عام های درسیم صبیحه گویکچن(خاتون سیبلیجیان) دختر خوانده کمال آتاتورک که بعنوان خلبان پروازهای متعددی بر فراز منطقه درسیم در استان تونجلی ترکیه داشته است. در خاطرات خود بوضوح به این کشتارها اشاره کرده و گفته است وی در این عملیات شرکت داشته زیرا وظیفه ای بوده که از سوی مقامات بلند پایه ارتش و شخص آتاتورک بر وی محول گشته و چاره ای جزء انجام آن نداشته است.نکته قابل اشاره در این خصوص گفته های فرزند یکی از دوستان نزدیک صبیحه است که نخواسته نامش فاش گردد.

وی در تماس با هفته نامه آگوس گفته صبیحه سالها پس از این عملیات هنگامی که متوجه شد اخبار این عملیات از مردم ترکیه پنهان مانده و در بین افراد کشته شده علاوه بر کردها، ارمنیان و علویان زیادی نیز وجود داشتند به مخالفت برخاسته و اعتراضهایی به فرماندهان ارتش و شخص آتاتورک نموده.این شخص می گوید هرگز صبیحه کوچکترین اشاره ای به دوران کودکی و ارمنی بودن خود نکرده اکنون که در مورد وی از هفته نامه شما شنیده ام نمی توانم تصور کنم در آن زمان آیا صبیحه بعلت ارمنی بودن معترض بوده یا بیداری وجدان انسانی.وی همچنین این اعتراضات را مرتبط به کنار گذاشته شدن ناخواسته صبیحه از ارتش پس از مرگ آتاتورک نمی داند

نوشته شده توسط siamak در چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 ساعت 8:33 | لینک ثابت بدون نظر

پراكنش تات ها با ذكرنام استان ،شهرستان و روستا

استان اردبیل: شهرستان خلخال شهر کلور ٬ درو ،شال ٬دیز ٬جیرنده ٬ طهارم ٬ عنبران ٬ میناباد ٬ میرزانق٬ کلش ٬ سروآباد ٬ ‍پیله زیر٬ پ‍یله رود ٬ جید ٬ لرد ٬ اسبو ٬ اسکستان ٬ تولش٬ کجل ،کرن ٬ گیلوان ،گلوزان ،کهل ،گندم آباد ، طارم ، عنبران علیا ٬ لنکران٬ شهرستان کوثر روستای ... شهرستان نمین روستاهای...

استان قزوین : شهرستان تاکستان ٬شهرتاکستان - بخش اسفرورین ٬ شهر اسفرورین -روستای قرقسین بوئین زهرا، و شهرستان بوپین زهرا شهرهای شال ٬ دانسفهان و روستاهای خیارج ٬خوزنین ٬خروزان ٬ ابراهیم آباد ، قلعه گنجی ٬سگزآباد٬ در اطراف قزوین روستای دیگر مثل انظیر ،رزجرد ٬الولک ٬حصار خروان ،طارم قزوین و روستاهای زیاران ،صمغ آباد،تیخور،توداران،آقچری، خوزنان ، آتانک ، جزمه ، دارسرور ، کهوان ، کذلک ،میانکوه ، ابراهیم آباد ، از توابع دهستان فشکلدره بخش آبیک استان قزوین و تعدادی از روستاهای شهرستان طالقان هم تات هستند / روستای زرجه بوستان در آبیک قزوین/

استان تهران : شهرستان کرج بخش حصارک و عظیمیه و.. شهرستان قدس و... شهرستان طالقان ٬ شهرستان رودبار زیتون ٬شهرستان شمران ٬روبار قصران ٬ و چند روستا در دماوند همسایه رودبار قصران

استان آذربایجان شرقی: روستای کرینگان از توابع شهرستان ورزقان ،روستاهای دیگری در منطقه­ی خاروانا ،میشه­پارا ،ونستان و در بخش ارسباران دهستان حسنو ،خوی نرآو ، ارزین وکلاسور

استان زنجان : شهرستان طارم روستاهای سیاه‌ورود، گندم‌آباد، سرخه سنگ ٬ قوچان ٬نوکیان ٬بندرگاه٬ هزاررود، چرزه، جمال آباد، باکلور،سرخه میشه ، کلاسر و ی قسمت های از گیلوان - و روستای خوئین و سفیدکمر از توابع ایجرود استان زنجان

استان گیلان : شهرستان رودبار و روستاهای

استان اصفهان : شهرستان نطنز روستای ابیانه

خراسان شمالی: چند روستا از توابع شهرستان بجنورد بنام های ،اندقان ،خراشا،کرف،جربت،دوبرجه، جوشقان ،راز ، کیفان ، جاجرم ومحمودآباد ( منبع کتاب تاتهای ایران و قفقاز صفحه ۹ مولف دکتر علی عبدلی)

استان گلستان : در استر آباد طایفه ای به زبان تاتی سخن میگویند(منبع کتاب تاتهای ایران و قفقاز صفحه ۱۰ مولف دکتر علی عبدلی) چند روستا از شهرستان مینودشت مثل ده چناشك ؛قلعه قافه؛ دوزین و ..

استان سمنان : روستاهای ...

استان مرکزی : روستاهایی از توابع شهرستان اراک همچون عیسی آباد، اماران ، وفس ،تفرش (منبع کتاب تاتهای ایران و قفقاز صفحه ۱۰ مولف دکتر علی عبدلی)

ابیانه یکی از روستاهای شهرستان نطنز در استان اصفهان است که در چهل کیلومتری وغرب شهر نطنز واقع شده است دردامنه کوه و هوای بسیار خنکی دارد مردمان آن بیشتر به کشاورزی ودامپروری اشتغال دارند محصولات عمده آن میوه - غلات و لبنیات می باشد .مردمان آن دیار به تاتی سخن می گویند.

در دیگر كشورها : ۱- قفقاز ۲- تاجیکستان ۳- آذربایجان۴- بمبئی هندوستان ۵- فلسطین اشغالی

پراکنش تاتهای قفقاز : داغستان - دربند - آبشوران - باکو - ناداران- سوراخانی - بالاخانی - موشتاغی -یوزونا - امیرخان - زیره - هووسن - بینه - خیله قویا - دوه چی - اسماعیل لی - خزین - قوناق کندی - قوتگاش - کابتاکو - تیرسران - مخاچ قلعه - افروجه - گنداب - سبازان - لاهیچ

توجه :

شال هم دراستان اردبیل وهم دراستان قزوین وجود دارد که گویش تاتی دارند

شال شهری است در استان قزوین که در ۵۵ کیلومتری جنوب غربی مرکز استان قرار دارد

شال در ارتفاع 1400 متری از سطح دریا و در فاصله 9 کیلومتر شهر کلور و44کیلومتری جنوب شرقی شهر خلخال واقع شده است

تاتی و تات ها

تاتی یکی از کهن ترین زبانهای ایرانی است که بسیاری از ویژگی های زبانهای باستانی ایرانی را حفظ کرده و به عقیده برخی از زبان شناسان و محققان بازمانده زبان مادی است. گویش های تاتی ، از گویشهای مرکزی ایران است که به دستة شمال غربی زبانهای ایرانی (شاخه ای از زبانهای هند و اروپایی ) تعلق دارند. گویش تاتی از یک سو با سمنانی و از سوی دیگر با تالشی پیوند دار
د.

نوشته شده توسط siamak در پنج شنبه بیستم شهریور 1393 ساعت 8:35 | لینک ثابت بدون نظر