غزیخ(غزل-تاریخ)

سیاوش مه رو (سیا)

به  زیر جو ّوارونه نفس درسینه تنگ آمد
 ورای دای دربندم قفس ازسرب وسنگ آمد
مرا منزل چو عمر  اُشتر بنشسته  در شوره  
كویر و ته من ودیده فرس درواحه لنگ آمد
حریف ارغافل ازفضلش سخن گویدبپندارد
مرا پروانه بی هاشا مگس خرمابه جنگ آمد
سرود ما به آن گبرمسلمان زاده  مینا   جو
دِنا پرورده ی اُوْری  به آب و نام وننگ آمد
پرِ دانش به پرواز از حرورسینه  در  آتش
دریغ از منشی جهلم كه خس رادم شرنگ آمد
نگیرد قند مهرو را لب خوشگل پژوه ما
سفیرسِفراسطوره عسس دخترزگَنگ آمد
تورادامادی  زر بر نمی زیبد عجب  خوابی
بیابیدارشومهرو به وادی بانگ زنگ آمد    
درازی دو زلفش راسیـــاكوتاه كن دامن
به كوخك خانه ی عشقت نگارشوخ وشنگ آمد

شهر آشخانه -خراسان شمالی

سیاوش مه رو (سیا)

نوشته شده توسط siamak در شنبه بیست و دوم اسفند 1394 ساعت 23:28 | لینک ثابت بدون نظر

یَره گه کار مو و تو دِره بالا می گیره
ذِره ذِره دِره عشقت تو دلُم جا می گیره

روز اوّل بخودُم گفتم ایَم مثل بقی
حالا کم کم می بینُم کار دِره بالا می گیره

تا سحر جُل مِزِنُم خواب به سراغُم نمیه
هی دلُم مثل بِچِه بَهَنه ی بی جا می گیره

موگومش هر چی که مرگت چیه؟ کوفتی نِمِگه
عوضِش نق مِزِنه و ذکر خدایا می گیره

پیری و معرکه گیری که میگن حالِ مویه
دِره کم کم ای کتاب صِفحه ی پِنجاه می گیره

هر کی عاشق مِشه پنهون مِکِنه مثل اویه
که سوار شتر و پشتِشَ دولا می گیره

عماد خراسانی




نوشته شده توسط siamak در شنبه بیست و دوم اسفند 1394 ساعت 23:27 | لینک ثابت بدون نظر

برگرفته از سایت خبرنگاران جوان www.yjc.ir
آیا در زمان رسول‌الله(ص) عبارت "اَشهَدُ اَنَّ عَلیّا وَلیُّ الله" در اذان ذکر می شد؟
سلمان فارسی در عصر پیامبر در اذان و اقامه بعد از گواهی به یکتایی خدا و رسالت پیامبر(ص) به ولایت امیرمؤمنان علی (ع) نیز شهادت می داد.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، آیا در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عبارت " اشهد ان علیا ولی الله" در اذان و اقامه گفته می شد؟ قبل از پاسخ به این سوال باید به این نکته توجه داشت؛
1ـ شهادت به ولایت حضرت علی هیچ گاه جزء اذان و اقامه نبوده ونیست .
2ـ فقها نیز در کتاب های فقهی خود یادآور شده اند که کسی نباید این شهادت را به نیت جزء اذان یا اقامه بگوید. ولی مستحب است که انسان به دنبال شهادت به رسالت پیامبر(ص) این شهادت را نیز ذکر کند؛ و آن را جزء اذان و اقامه به حساب نیاورد. سید اسماعیل مرعشی در کتاب اهمیت اذان واقامه و سومین شهادت، دو حدیث را از کتاب السلافه فی امر الخلافه که اثر محقق و دانشمند بزرگ اهل سنت شیخ عبدالله مراغی مصری است نقل می کند و از این دو حدیث برمی آید که شهادت سوم از زمان رسول خدا وجود داشته است.
اما جواب سوال؛
1- سلمان فارسی در عصر پیامبر در اذان و اقامه بعد از گواهی به یکتایی خدا و رسالت پیامبر(ص) به ولایت امیرمؤمنان علی (ع) نیز شهادت می داد. یکی از اصحاب به محضر رسول خدا(ص ) رسید و عرض کرد: ای رسول خدا، امروز موضوعی را شنیدم که قبلا نشنیده بودم . پیامبر فرمود: آن موضوع چیست ؟ او عرض کرد: سلمان اذان می گفت . شنیدم او بعد از گواهی به یکتایی خدا و رسالت پیامبر به ولایت علی گواهی داد (این ماجرا بعد از حجه الوداع پس از ماجرای غدیر رخ داد). پیامبر فرمود: سمعتم خیرا؛ چیز خوبی شنیده اید.
2- نیز در مورد ابوذر غفاری روایت شده ، یکی از اصحاب نزد پیامبر(ص) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا ابوذر در اذان بعد از شهادت به رسالت پیامبر(ص) به ولایت علی شهادت می دهد و می گوید: اشهد ان علیا" ولی الله پیامبر فرمود: کذلک اونسیتم قولی فی غدیر خم من کنت مولاه فعلی مولاه فمن ینکث فانما ینکث علی نفسه ؛ همین گونه است . مگر سخن مرا در غدیر خم فراموش کرده اید که گفتم هر کس من رهبر او هستم پس علی (ع) رهبر او است . هر کس پیمان را بشکند، قطعا به خودش آسیب رسانده است . در هر حال علی (ع) به حکم آیه انما ولیکم الله والرسول، (1) از اولیاء الهی بر مسلمین است ، شهادت دادن بر ولاء علی به حکم آیه ، بدون آن که آن را جزء اذان بدانیم کاری پسندیده است.
از دیدگاه شیعه
متن اذانی که در عصر رسول خدا(ص) برای نماز قرائت می شد به این صورت است : الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، اشهد ان لا اله الا الله ، اشهد ان لا اله الا الله . اشهد ان محمدا رسول الله ، اشهد ان محمدا رسول الله . حی علی الصلوه ، حی علی الصلوه ، حی علی الفلاح ، حی علی الفلاح ، حی علی خیر العمل ، حی علی خیر العمل ، الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله ، لا اله الا الله . نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد. (2) اگر کسی یک کلمه کم یا زیاد کند، کار حرامی انجام داده است و هیچ گونه تردیدی در این نیست . باید همین گونه که هست ، بجا آورده شود. (3)
شیخ صدوق می گوید: فرقه گمراه و ملعون مفوضه، از خود اخباری ساختند و در اذان این جمله را اضافه کردند: ((محمد و آل محمد خیر البریه )) بعضی از آنان جمله ((اشهد ان علیا" امیرالمؤمنین حقا")) را پس از ((اشهد ان محمدا" رسول الله )) اضافه کردند و در بعضی روایات این گروه ، پس از ((اشهد ان محمدا" رسول الله )) اشهد ان علیا" ولی الله آمده است . شیخ صدوق اضافه می کند: تردیدی نیست در این که علی (ع ) ولی الله امیرالمؤمنین بحق است و محمد و آل محمد، خیر البریه هستند. ولی این جمله ها در اصل اذان نیست ، (4)
برای همین فقهای شیعه هیچ کدام نگفته اند که این جمله جزء اذان است. از دیدگاه شیعه ، اذان مانند احکام شرعی دیگر، به رسول خدا(ص) وحی شده است نه اینکه پیامبر خدا با مسلمانان مشورت کند و قرار بگذارند که به فلان شکل انجام شود و به خاطر اینکه وحی است ، نمی توان آن راکم و زیاد کرد. از حضرت امام صادق روایت شده است که فرمود: وحی بر پیامبرتان نازل می شود و شما گمان می کنید که آن حضرت اذان را از دیگران گرفته است.(5)
یکی از اتهاماتی که به شیعه نسبت می دهند این است که: شیعه جمله اشهد ان علیا امیرالمؤمنین را جزو اذان و گفتن آن را واجب می دانند. این ، اتهام و کذب است. چون هیچ کدام از فقهای شیعه نگفته اند که این جمله جزء اذان است و هیچ کدام گفتن آن را واجب نمی دانند. صاحب جواهر می گوید: ذکر جمله اشهد ان علیا امیر المؤمنین در اذان ، اگر به قصد جزئیت نباشد، اشکالی ندارد و به موالات اذان ضرر نمی زند همان طوری که ذکر جمله صلی الله علیه و آله بعد از اشهد ان محمد رسول الله به موالات اذان آسیب نمی رساند. (6)
آیت الله حکیم در مستمسک العروه می گوید: درباره شهادت به ولایت حضرت علی (ع )، شیخ طوسی در نهایه و مبسوط گفته است : روایات غیرقابل اعتمادی شهادت به ولایت را جزو اذان به حساب آورده است ولی نمی توان به آنها عمل کرد و اگر کسی این جمله را بگوید، گناه نکرده است. ولی باید دانست که این جمله نه فضیلت اذان و اقامه است و نه از کمال اذان و اقامه است و علامه در منتهی می گوید: اخبار شاذی که جمله «اشهد ان علیا امیرالمؤمنین» را جزء اذان و اقامه به حساب آورده ، قابل اعتماد نیستند. پس از این آیه الله حکیم می گوید: اگر کسی این جمله را به قصد استحباب مطلق بگوید اشکالی ندارد چون در حدیثی آمده است : هر وقت کسی لا اله الا الله و محمد رسول الله گفت ، باید علی امیرالمؤمنین هم بگوید. بعد می گوید: در عصر حاضر، جمله اشهد ان علیا ولی الله از شعارهای تشیع گردیده است و اگر کسی به این خاطر آن را بگوید اشکالی ندارد و حتی ممکن است گاهی ذکر این جمله واجب باشد.(7)
در مستند العروه آمده است : ما برای گفتن جمله اشهد ان علیا ولی الله نیازی به ورود نص نداریم. چون ولایت ، از متممات رسالت ، از مقومات ایمان و کمال دین است و بخصوص در این عصر هیچ گونه نیازی به امر دیگری نیست چون این جمله روشن ترین شعار شیعه و آشکارترین رمز تشیع است . بر این اساس ذکر این جمله ، چه در اذان و چه در غیر اذان هیچ گونه اشکالی ندارد. البته این جمله جزو اذان نیست و اگر کسی به قصد این که جزء اذان است ، آن را بگوید، کار حرامی کرده است. (8)

به شهادت تاریخ، بنی امیه تمام تلاش خود را به کار بردند تا نام و آثار حضرت علی (ع) محو شود. شیعه برای زنده نگه داشتن نام علی و ولایت آن حضرت در طول تاریخ با همه تلاش ، با ذکر جمله اشهد ان علیا ولی الله و امثال آن ، مانع موفقیت دشمن شده است . فخر رازی در تفسیر سوره فاتحه ، در مسأله فقهی جهر به بسم الله می گوید: علی (ع) بسم الله الرحمن الرحیم را در نمازها بلند می گفت و بر بلند گفتن تأکید داشت . وقتی که حکومت و دولت به بنی امیه رسید، آنان از بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم ممانعت کردند و در این ممانعت بسیار تأکید داشتند و علت اصلی ممانعت آنها این بود که آنان سعی داشتند آثار علی (ع) را از بین ببرند. بعد می گوید: دلایل عقلی موافق نظر ما است و عمل حضرت علی هم کمک ما است و هر کس علی را امام دین خود کند، در دین و جان خود به زنجیر ناگسستنی چنگ زده است . (9)
در آن زمان که امویان حاکم بودند، در برخی از مناطق کشور اسلامی یاران مخلص حضرت علی(ع) را می کشتند، آن حضرت را سب و نفرین می کردند و حتی نمی گذاشتند کسی نام علی را برای بچه های خود انتخاب کند. بر هیچ کس پوشیده نیست که چه بلاهای از سوی امویان و عباسیان بر آل علی و سادات علوی رسید. شیعه در برابر این فشارها مقاومت کرد و علی را فراموش نکرد و به این ترتیب علی ، یاد علی و مکتب علی زنده ماند.

منبع:جام نیوز

نوشته شده توسط siamak در شنبه بیست و دوم اسفند 1394 ساعت 23:25 | لینک ثابت بدون نظر

علی مه رو «متوفی 1360»

 

دوچشم منتظر ما در انتظارت باد

کنون که چهره گشودی دلا بشارت باد

به حلقه حلقه ی گیسوی تو در آویزم

قسم به موی پریشان بی شمارت باد

بزن به تیغ دو ابرو سرم ز تن برگیر

سر بریده ی من روز و شب کنارت باد

به جای خال رخت از چمن سرای ازل

گل بنفشه به روی گل عذارت باد

زر است قامت سروت الف خجل گردد

غلط بود که الف قد استوارت باد

ز عیب کس نشمارند نوای بربط و نی

تو را که عیب نداری چه غم ز تارت باد

قبای مندرس ما قبول دین نشود

همیشه قاعده این است و این نه عارت باد

گلی که خار ندارد ز بوی خوش مطلب

اگر که عطر فشانی قبول خارت باد

چه رنج ها که کشیدم ، مراد معکوس است

حلال باده نمودی که زان طهارت باد

ز گنج دانش خود پرده بر کند «مه رو»

که در و گوهر غشدار تو به کارت باد

به حلقه های دو چشم تو شاه کشور دین

هزار جان من و عالمی نثارت باد

 

خراسان شمالی آشخانه-

علی مه رو (متوفی 1360)

نوشته شده توسط siamak در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1394 ساعت 10:4 | لینک ثابت یک نظر

غزیخ (غزل تاریخ )

شکسته لاله ی رویم زتیغ سلمانی

کجاست حرمت انسان  دریغ سلمانی

نشسته پیکر اندوه  پشت  آیینه

به گوش آه رسیده است جیغ سلمانی

فضای شانه ی مشاطه آذرخش آسا

سترون  است  هوا  باد  میغ  سلمانی

شعار  تخته  نیرزد به  میز  آرایش

کلاس شعر   شما  در  ستیغ سلمانی

زبان همت  ما  را   مکن تو ویرایش

زبان  عجمه  زبان    بلیغ   سلمانی

ز درد  کندی نشتر  به عهد بی دردی

فسان   تیغ سیا  کرده  دیغ سلمانی

تو را  به ارگ  سینه   دهم  بار ، نقدینه

فدای  نسیه ی تو دارِ چیغ سلمانی

 

1-3/4/1392 آشخانه سیاوش مه رو

دیغ :د ق : سکته ی قلبی

چیغ :آلاچیغ : خانه ی چوبی وخاروخاشاکی مزرعه

نوشته شده توسط siamak در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1394 ساعت 10:39 | لینک ثابت بدون نظر

کوچه ی ما

بی محابا و آسوده

دل به دریا زد

خط سیر مستقیم

رمز یازهرا

و فردایش

تنها نامی بر پلاک آبی کوچه ی ما

آن روز هجده سال داشت

و امروز ...

به اندازه یک قرن

نام او

یاد او

و فریادش

از کوچه های ما گذشته است

  << مهلا مه رو>>

نوشته شده توسط siamak در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1394 ساعت 10:35 | لینک ثابت بدون نظر

روزی که خورشید طلوع نکرده غروب کرد

هر سال می آید

با حماسه ای تازه

و با ضرب آهنگ تکرار آزادگی

آن روز خورشید نقاب شرم بر صورت داشت

وقتی که سرخی فلق در خون شفق می پیوست

خورشید طلوع نکرده غروب کرد

با تاریکی ظهری

که خورشیدش بر نیزه ها می درخشید

و رنگ آزادی بر نینوا می پاشید

  <<  >>مهلا مه رو

 

 

نوشته شده توسط siamak در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1394 ساعت 10:34 | لینک ثابت بدون نظر

سیامک مه رو)17/3/1394
در ژرفنای نیلی تان نیزه و نهنگ
آی مانده به ساحل به کامتان شرنگ
با گله های رمیده ؛ کوچیده اند ولی
یک کره مانده ز یلخی (yelkhi)در این اولنگ
دود و غبار شهر سیه کرده مویشان
او هم میان شهر نشینان شده قشنگ
ماه شکسته ام ؛ در آینه های وهم
یکدم بیا کنار پنجره ام ؛ یکدمی درنگ
کولی شعر های شبانه ؛ بیا برقص
با ما کنار آتش و آواز و شور و شنگ
ای شاه ماهی رودهای بی قرار
پژواک همهمه ی سر خوردنی به سنگ
ما و کژال و غزل های ناب تو
تاریکی شب و آتش ؛ و ناز چنگ

سیامک مه رو۹۴/۳/۱۷ ساعت 17عصر

نوشته شده توسط siamak در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1394 ساعت 10:32 | لینک ثابت بدون نظر

بگفتا نیکمردی اهل شاباد  «1»      

که هر دم رحمت ایزد بر او باد

به همراه جوانی در بهاران

روان گشتم به سوی کوه ساران

به ناگه ابر تیره ریخت باران

به روی سبزه زار و لاله زاران

دهن بگشود آن مردود کافر

ز فحش و ناسزا بر حی داور

به هر اندازه من کردم نصیحت

خدا را نیست لایق این فضیحت

مگو بر وجه خالق زشت گفتار

کند لوث دهانت را پر از نار

بگفتا من بگویم گر تواند

به رویم خرمن آتش فشاند

همین گفت و به بار خر بیاویخت

به ناگه خرمن آتش فرو ریخت

سما غرید و رعد و برق برخاست

فرود آمد به رویش هر چه خود خواست

میان آب و باران آتش افروخت

به یک لمعه ز سر تا پای او سوخت

ز دره کند اندر کوه افکند

جهان را زین عمل باشد نکو پند

قریب نیم روز اندر لباسش

به هر سو می دوید اخگر ز آتش

ز رویش گوشت پخته تا بنا گوش

فرو ریخت آتش آنگه گشت خاموش

بود آویز گوش هر خردمند

که هر کس را دهد اجری خداوند

گمان رفت از دل «مه رو» ، یقین است

خدایی را که من دانم چنین است

 

خراسان شمالی آشخانه مرحوم علی مه رو متوفی 1360

(شاه آباد- اسلام آباد روستای در 5 کیلومتری آشخانه)

نوشته شده توسط siamak در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1394 ساعت 10:26 | لینک ثابت بدون نظر

 

آرێ مه گْوْر و  کمره          گْوْران بشگْن  با وْه گرره

                چْاوْ له رێ مه زوو  وه  وره

 

Ărě ma ğavr-o- kamara     ğavrăn bešğěn bă vagarra

        Čăv  la   ma  zǔ wa garra                 

 

چْاوْ له رێ مه له داوتْێ        یارێ منی بروْه  مه تْێ

              خونچه له سر سرێ متێ

 

Čăv la   ma la dăwaŧě    yărě meni bar va  ma ŧě

Xănca  la sar sarě  matě                

 

 

چْاوْ چْاوْێ نێرێ قمره    وه دوو  یارێ خه دْه  گرره

              تا  نه وینه وْه ناگرره

 

Čav čăvě něrě qamara   wa dǔ yărě xa đa grra

Tă nawina va nă garra           

سروده استاد سیاوش مه رو

 

نوشته شده توسط siamak در سه شنبه هفتم بهمن 1393 ساعت 9:7 | لینک ثابت بدون نظر